تبليغاتX
AGAPE

 
نوشته شده توسط NEDA در 18 Sep 2008 ساعت 6:40 PM | لینک ثابت |


 

از دست تو نیست دل من از گریه پوره مثل تو طاقت نداره واسه تو هر دم می باره

دیگه اشکهای من طاقت موندن ندارن نباشی بی تو باز می میرن می ریزن بی تو هر دم می بارن

تو تموم دنیامی تو تموم حرفامی تو تموم لحظه ء گرم عاشق بودنی

یه ستاره داره چشمک می زنه از آسمون داره دلم رو می بره یه جای بی نام و نشون

اون ستاره همون چشمای تو  تو آسمون; داره پر پر می زنه دلم واسه دیدن اون

تو تموم دنیامی تو تموم حرفامی تو تموم لحظه ء گرم عاشق بودنی

 

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط NEDA در 26 Jun 2008 ساعت 2:10 AM | لینک ثابت

تنها بنایی که اگر بلرزد محکم تر می شود,دل است.

آمدی,چه زیبا...گفتم دوستت دارم,چه صادقانه...پذیرفتی,چه فریبانه...

آغوشم برایت باز شد,چه ابلهانه...با تو خوش بودم,چه کودکانه...

همه چیزم شدی,چه زود...به خاطر یک کلمه مرا ترک کردی,چه ناجوانمردانه...

نیازمندت شدم,چه حقیرانه...کلمهء قریب خدا حافظ به میان آمد,چه بی رحمانه...

ومن سوختم,چه عاشقانه...

ولی...هنوزم دوستت دارم ,غریبه

 

آرزویم اینست

نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد...نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز...

و به اندازه هر روز عاشق باشی...عاشق آنکه تو را می خواهد...

و به لبخند تو از خویش رها می گردد و تو را دوست بدارد به همان اندازه.

 

 

وقتی دلتنگ شدی

به یاد بیار کسی رو که خیلی دوست داره

وقتی نا امید شدی

به یاد بیار کسی که تنها امیدش تویی

وقتی پر از سکوت شدی

به یاد بیار کسی رو که به صدات محتاج

وقتی دلت خواست از غصه بشکنی

به یاد بیار کسی رو که توی قلبت یه کلبه سخته

 

تا وقتی که تو هستی ,تا لحظه ای که یاد تو در خاطر من جاریست!

تا زمانی که دستهای گرمت همراه دستای خسته ی منه!

تا وقتی که نگاهت تنها پناهگاه وتکیه گاه نگاه سرگردان من!

تا زمانی که تو همسفر جاده زندگی من هستی!

تا وقتی که شونه های تو امن ترین جای دنیاست برای من!

من زنده هستم!برای زندگی کردن با تو!

 

شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم

بی تو بودن را برای

                          با تو بودن دوست دارم

 

نوشته شده توسط NEDA در 7 Jun 2008 ساعت 7:4 PM | لینک ثابت |

با توام که داری به گریم می خندی...

دوستت داشتم

می دونی چرا؟

چون حس می کردم با تو عشق تو وجود من زنده شد

چون با وجود تو احساس می کردم دوباره متولد شدم

یه احساسی که تو اصلا شاید هیچ وقت نفهمیدی یعنی چی.

هر چی عشق واحساس داشتم به پات می ریختم.تو هم تظاهر می کردی یه وقت کم نیاری.

به خاطر همین هر روز بیشتر از دیروز دلم برت تنگ می شد.

اونقدر لایق دونستمت که دو دستی قلبم رو تقدیمت کردم.

تو هم به اصطلاح نامردی نکردی.دو دستی اونو چسبیدی و گفتی خوب ازش نگهداری می کنم. مطمئن باش جای خوبی سپردیش.همیشه می گفتی من با همه ی آدم بدا فرق دارم.من مثل اونا نیستم.

می دونی اعتماد کردن یعنی چی؟عتماد خیلی سخته خیلی.اونم توی این زمونه ی نامرد.اما من به حرفات به نگاهات و به چشمات اعتماد کردم.

درست زمانی که بهت عادت کردم بی احساسی رو تو وجودت دیدم.دیدم که کم کم داری روی تموم احساسات من پا می ذاری.دیگه باورت ندارم.نمی خواستم این رو بگم...

اما تو رفیق نیمه راهی.بارها بهم ثابت شده.هر دفعه خودم رو دلداری می دادم که همه چی درست می شه اما نه تو هیچ وقت نخواستی من رو بفهمی چون هر وقت بهت احتیاج داشتم...هر وقت احساس تنهایی می کردم و به دلگرمیت نیاز داشتم پشتم رو خالی کردی ومن رو تنها گذاشتی...این رسم رفاقتت؟!!

کاش می فهمیدی با قلبی که امانت گرفتی بد تا کردی.حالا می دونم تو با همهء آدم بدای دیگه فرق داری... آره فرق داری.همهء آدم بدا قلب دیگران رو یه بار میشکنن.اما تو روزی چند بار قلب من رو می شکنی.روزی چند بار من رو می کشی و دوباره زنده می کنی.بارها روی قلب شکسته ام پا گذاشتی و له کردی و بی تفاوت گذشتی.

می دونی چیه؟نه نمی دونی یعنی هیچ وقت نخواستی بدونی. هیچ وقت حاظر نشدی حتی یه بار به خاطر کسی که همیشه به خاطر تو غرورش رو له می کرد از غرور لعنتیت دست بکشی.

دیگه می خوام دوست نداشته بشم  شاید اینجوری یه ذره بتونی احساس من رو درک کنی.نمی دونم...

شایدم مثه بقیه چیزا از اینم خیلی ساده بگذری. اما این رو بدون...

نمی تونم ببخشمت  

 

 

تا که بودیم نبودیم کشت ما را غم بی همنفسی

حالا که رفتیم همه یار شدند خفتیم همه بیدار شدند

بودیم کسی باور نمی داشت که هستیم

باشد که نباشیم بدانند که بودیم

 

 

نوشته شده توسط NEDA در 6 Jun 2008 ساعت 11:55 PM | لینک ثابت |


خصوصیت دخترها

تا زبونشون باز میشه عوض مامان بابا میگن شوهر!!

 

?2.حالشون از پسرا به هم میخوره ولی نمی دونم چرا 666 تا دوست پسر دارن

 

?3.اگه خونشون آتیش بگیره بین بابا و لوازم آرایش حتما لوازم آرایش و انتخاب می کنن!

 

?4.نون شب ندارن بخورن ولی پول عمل دماغشونو ردیف میکنن!

 

?5.همه خوشکل و خوش هیکلن(خدایا منو بخاطر این دروغم ببخش)

 

?5. از 8 تا 20 سالگی شونصدتا دوست پسر داشتن که هیچ کدوم درکشون نمیکردن

 

6.همیشه می گویند من برات با ارزشم یا زندگیت !!

 

7.اگه دوسم داری گرون ترین عطرو برام بخر.

 

8.مثل عوارضی می مونند باید همیشه ازشون برگه عبور بگیری

 

(زنگ یا SMS بزن کجا میری با کی میری کی برمی گردی)

 

9.شعاره دخترها ! شما پسرها همتون مثله همین ایشششش !

 

10.اگه یه موجودیم باشه که ازش نفرت داشته باشن اونم Mr YahoO هستش!!

خصوصیات پسرها

1) برداشتن ابرو به مقدار کافی!

 2) کشیدن سیگار به همراه چوب سیگار!

3) بحث در مورد انتخابات ریاست جمهوری آمریکا!(پسر خوب اخه به تو چه)

4) نگرفتن ناخن های انگشتان دست!

5) بی اطلاعی از تماشای برنامه های تلویزیونی!

6) گوش دادن موسیقی بدون کلام!

۷) نوشیدن نوشابه های انرژی زا!

8) اظهار عدم تمایل به ازدواج!

۹) تظاهر به عصبی بودن

پسرهای عزیز جدی نگیرید

نوشته شده توسط NEDA در 4 Jun 2008 ساعت 1:35 PM | لینک ثابت

یه دوست خوب مثل تو هیچ جا پیدا نمی شه a(a)

رفیق من سنگ صبور غمها               به دیدنم بیا که خیلی تنهام

هیشکی نمیفهمه چه حالی دارم             چه دنیای رو به زوالی دارم

لیلییم و دل زده از مجنونا                     خیلی دلم گرفته از خیلیها

نمونده از جوونیهام نشونی                پیر شدم پیر تو ای جوونی

تنهای بی سنگ صبور                        خونهء سردو سوت و کور

توی شبات ستاره نیست                        موندی و راه چاره نیست

اگر که هیچکس نیومد                              سری به تنهائیت نزد            

اما تو کوه درد باش                               طاقت بیارو مرد باش

تنهای بی سنگ صبور                        خونه ی سرد و سوت و کور

توی شبات ستاره نیست                        موندی و راه چاره نیست

اگر بیای همون جوری که بودی               کم میارن حسودا از حسودی

صدای سازم همه جا پر شده                    هر کی شنیده از خودش بی خود

اما خودم پر شدم از گلایه                    هیچی از من نمونده جز یک سایه

 

نوشته شده توسط NEDA در 4 Jun 2008 ساعت 1:3 PM | لینک ثابت |

تقدیم به یک دوست

الهی که شفا پیدا کنی تو

واسه دردات دوا پیدا کنی تو

تو این دنیا که بی وفائی رسم

رفیق با وفا پیداکنی تو

عمری تموم دنیارو بگردی

مثل من عاشقی پیدا کنی تو

نرو افسانه ء من ناتموم

بدون اگه بری کارم تموم

بهت گفتم بیا دونیای من باش

 کنارت حتی مردن آرزوم

شنیدم تو دلت انگارمی گفتی

که عاشقی کجاست وفا کدوم

می خوام به سردی شباب بخندم

می خوام به پوچیه فردام بخندم

وقتی میبینمت با دیگرونی

تواوج گریهام می خوام بخندم

می خوام داد بزنم تنهای تنهام

می خوام وقتی می گم تنهام بخندم

منم تو شهر غم زندونی تو

غم و غصهء دل ارزونی تو

نگو دوست دارم به یک قریبه

میشه اون مثل من زندونی تو

رسیده اون شبی که تو می خواستی

چه بد آخر مهمونی تو

 

نوشته شده توسط NEDA در 3 Jun 2008 ساعت 10:58 PM | لینک ثابت |


اون که یک وقتی تنها کسم بود

 تنها پناه دل بی کسم بود

تنها م  گذاشت و رفت از کنارم

از درد دوریش من بی قرار م

خیال می کردم پیشم می مونه

ترانه ی  عشق واسم می خونه

خیال میکردم یک همزبون

نمی دونستم نا مهربون

  با این که رفته اما هنوزم

از داغ عشقش دارم می سوزم

فکر و خیالش همش باهام

 هر جا که می رم جلو چشام

دلم می خواد تا دووم بیارم

رو درد دوریش مرحم بزارم

اما نمیشه راهی ندارم

نمیتونم من طاقت بیارم

 

چرا اون من و نمی خواد چرا پیشم نمی یاد

چرا از اشک چشمام دلش به رحم نمی یاد

آخه اون که پناه من اون که تکیه گاه من

 واسه چشماش میمیرم آخه این گناه من

یک روز دستام توی دستاش بود

یک روز عشقم دوتا چشماش بود

حالا این منم که درگیر یک دیوونه به زنجیرم

چرا اون من و نمی خواد چرا پیشم نمی یاد

چرا از اشک چشمام دلش به رحم نمی یاد

من به تو حق میدم آره ولی چیزی نگو

تو عاشقش شدی ولی واسش مهم نبود

 نمی تونم بگم فراموشش کن منم مثل تو بودم

اون وفادار نبود منم وفادار نموندم

الان مدت زیادی می گذره از قطع رابطه

ولی نمی دونم کی باعث کدوم حادثه

هستش دلیل اصلی رفتنش از پیشم

امان از الهامات دارم دیوونه میشم

پس عاقبت نداره  درگیر عاشقی شدن

چه گلی به سرم زدم منی که عاشق شدم

منی که حاضر شدم بگذرم از همه چیز

به خاطر کسی که شد زیباتر از هر چیز

مهم این که میدونم دلت واسه صداش تنگه

فراموش کن کسی که که هرگز بدست نمی یاد

بدست بیار کسی که هرگز نمیره از یاد

 

 

 

نوشته شده توسط NEDA در 3 Jun 2008 ساعت 10:35 PM | لینک ثابت |


اگر فرسنگها از ندای بی همتا دورم ....

با یاد چشمان سبز مستش محشورم.....

کلامش رک است و صادق و صمیمی...

با او براستی از غم و غصه دورم....

 

تو ترنم پاک آوای نا ب زندگی..

تو ندای پارسا شاد خلقتی..

تو آبشار سبز چشمان مست را..

به شهریار سرزمین شعر و موسیقی گشودی.

ندا آسمانی.

دخت پاک ایران زمینی...

ای تو تجسم گرد آفرید ومنیژه در شاهنامه...

ای عاشق پاکباز سام دلاور در این زمانه.

تو تجسم ندای دلنواز جویباری...

تو پارسای عشق پاک آریایی...

تو ترنم خوش گل واژه های شعر...

تو آبشار چشمان سبز رویایی.

 

من مست بودم و بیقرار

بیقرار چشمان سبز خمار...

تو پاک بودی و پارسا تو عاشق پاکباز هوشیار...

 

بکار پاید بست آبشار چشمان سبز مست...

با ندای خوش زندگی به پارسایی پیوند بست...

ندا آمد ندا آمد

آن پارسای دلنواز آمد

ندا آمد ندا آمد

آن جلوه یک هزار ساز آمد

ندا آمد ندا آمد

شکوه فر دخت آریا آمد

ندا آمد ندا آمد

سام دلاور از شاهنامه آمد

ندا آمد ندا آمد

دماوند به صد تماشا آمد

ندا آمد ندا آمد

غزلهای ناب در کتاب آمد

تو از کدام افق میآیی

که پارسا تر از خورشیدی

به سوی من چو می آیی تمام تن تپش و بال می شوم

چو در چشمان سبز مستت می نگرم زلال..می شوم

ندا می آید و شب از نوازش گیسویت از حریر می گذرد

و

آنگاه با سپیده دمان

عشق تو بود که آنگاه دیدم سبکتر از هوا شده ام

و

در هوا مثل هوا رها شده ام 

در من امشب ترنم شعر ندایی است

دلم امشب آکنده از غزلهای پارسایی است 

گل واژه ها را خبر کنید

ندا را صدا کنید

تا بشتابند سوی من کامشب

در من است

آنچه در دف باران و آنچه در ندای چشمه ساران است 

قسم به ندا پارسایی جاودانی ما

به آفتاب خوش ترنم زندگی ما

به راز و نیاز های عاشقانه از دو پنجره

به عمق عشق در اعماق دل نهانی ما

فروتر از آبشار سبز چشمان مستت نظر نبود مرا

نگاه و خنده ونوازش...همین بود کامرانی ما...

 

بده ساقی آن می که جان بهار...

از او جرعه ای خوردو شد پر نگار...

بمستی شبی در گلستان بخفت...

سحر رنگ و بو گشت ودر گل وشکفت...

بیاساقی آن می که چون بنگریم.

ز خون سیاوش یاد آوریم.

بمن ده که داغ دلم تازه شد...

سر در مندم پرآوازه شد

آز آتش گذشتند با جان پاک...

که پاکان از آتش ندارند باک...

 

توندایی.تو کلامی...

تو شعری وموسیقس...تو ندایی.

تو رهایی.تو رنگ و نقش خدایی...

تو تبلور شاد و شادمانی.

تو خوبی و به یادمانی.

تو شوری و شعر تو رقصی و ترانه...

تو گلگشت رویاهای عشق در این زمانه...

تو لیلی تو شیرین...

تو سمبل زنان شاهنامه...

تو عاشق

تو نیاز تو ساز هر عشق جاودانه.

 

 

 وقتی می یای صدای پات از همه جاده ها میاد

 انگار نه از یک شهر دور که از همه  دنیا میاد

 تا وقتی که  در باز می شه لحظهء دیدن می رسه

 هر چی که جادست رو زمین به سینهء من می رسه

 ای که توئی همه کسم بی تو می گیره نفسم

اگه تو رو داشته باشم به هر چی می خوام می رسم

وقتی تو نیستی قلبم و واسه کی تکرار می کنم

گلهای خواب آلودرو واسه کی بیدار میکنم

دست کبوتر های  عشق واسه کی دونه بپاشه

مگه تن من می تو نه  بدونه  تو زنده باشه

ای که توئی همه کسم بی تو می گیره نفسم

اگه تو رو داشته باشم به هر چی می خوام می رسم

عزیزترین سوقاتی غبار پیراهن توست

عمر دوبارهء من دیدن و بوئیدن تو

نه من تو رو واسه خدا نه از سر هوس می خوام

عمر دوبارهء منی تورو واسه نفس می خوام

 ای که توئی همه کسم بی تو می گیره نفسم

اگه تو رو داشته باشم به هر چی می خوام می رسم

می میرم برات نمی دونستی می میرم بی تو بدون چشمات

  رفتی از برم نمی دونستی که دلم بسه به ساز صدات

  آرزوم که نمی دونستی که من می میرم برات می میرم برات

  عاشقم هنوز نمی خوام بمونی و بسوزی به ساز دلم 

 گفتی من می رم نمی تونستی بری به فرداها گل خشگلم

  برو راهی نیست تا فرداها یار خشگلم, بمون با دلم

  سفرت بخیر اگه میری از اینجا تک وتنها به یک شهر دور

  برو که رفتن بدون ما می رسه به یک دنیا نور

  سفرت بخیر برو گر شکستی ز من میتونی دوباره بساز  

 با دلی شکسته و نا امید تو بازم بساز

 نمی خوام بیای نمی خوام میونه تاریکی من تو حروم بشی

 نمی خوام ازت نمی خوام مثل یک شمع بسوزی برام تا تموم بشی

 برو تا که بزرگی می خوام که فقط آرزوم بشی

 

نوشته شده توسط NEDA در 21 Apr 2008 ساعت 11:28 PM | لینک ثابت |


خدایا لعنت به این زندگی که به من دادی نمی خوام نه این زندگی رو نه سام و نه این دونیامو نه تو رو نه هیچکس دیگه خیلی می خوای لطف کنی من و خلاص کن از زندگی .اگه خدایی اگه وجود داری اگه بزرگی اگه تو یی مهر بون تر از همه  پس این کارو بکن .من نمی خوام این زندگی و که تو لجنش دارم خفه میشم پر از دروغ.یه عده از آدمای کینه ای دورو بر منن دارن شکنجم میدن دارن ذره ذره نابودم می کنن دارن عذابم می دن خدایا راضی میشی که من دیونه بشم خورد بشم,فقط به خاطر این که کسی و دوست دارم دعا کردم بیشتر از این عاشق بشم خدایا غلط کردم خدایا اشتباه کردم خدایا بچگی کردم فقط یکبار دیگه واسه آخرین بار التماست می کنم خلاصم کن از این جهنم از همنشینی با آدمایی که پر از دروغن پر از کینه که فقط به فکر انتقامن حالم به هم می خوره.قسمت میدم فقط من و ازاینجا ببری خدا تا کی باید تقاص ندونم کاریهای خودمو که تو گذشته انجام دادم رو بدم تا کی می خواد انتقام بگیره من تا کی باید تقاص ندونم کاریهای انرو الان بدم 

خدایا خدایا خدایا 

روزای سختی رو با تو گذروندم بس هر چی توی زندون تو موندم

تو من و بازی دادی دستت رو خوندم نمی تونی نمی ذارم

نمی تونی نمی ذارم بگی من چی کار کنم

نمی ذارم که بمونی بگی من چی کار کنم

نمی تونی     نمی ذارم

تو کی هستی که به من زور می گی

به چه حقی تو به من حرفای ناجور می گی

هیچی نیستی اصلا ازاولشم چیزی نبودی

واسه این حرفا کوچیکی واسه این جور کارا زودی

نمی ترسم دیگه از تو نمی ترسم

نمی ترسم دیگه از ترس نمی میرم

دیگه آتیش نمی گیرم  نمی تونی  نمی ذارم

 

نوشته شده توسط NEDA در 15 Apr 2008 ساعت 2:29 AM | لینک ثابت |


چقدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و بجاش یک زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داد زل بزنی و به جای اینکه لبریز کینه و نفرت بشی حس کنی هنوزم دوستش داری

چقدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری  تکیه بدی که یکبار زیر آوار غرورش همهء وجودت له شده

چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزی اما وقتی دیدیش چیزی جز سلام نتونی بهش بگی

چقدر سخته وقتی پشتت بهش دونه های اشک گونه هات رو خیس کنه اما مجبور بشی بخندی تا نفهمه هنوزم دوستش داری

چقدر سخته گل آرزوهات رو تو باغ دیگری ببینی وهزار بار تو خودت بشکنی و اونوقت آروم تودلت بگی گل من باغچهء نو مبارک...

یک اتاق تاریک یک سکوت بهت آلود یک آرامش مصنوعی

 یک آهنگ ملایم یک جمله ء عمیق (بی تو من در همه ء شب غریبم )

و یک قطره اشک که  رو گونه هام لغزید بهم فهموند که چقدر دلم  برای

داشتنت تنگ شده امشب دستام بهونه ء دستات و داره و چشمام حسرت

یک نگات تو اون چهره ء معصوم ,یک بغض غریب تو گلوم لونه کرده

 ویک احساس غریب تر داره تبر به ریشه ء بودنم میزنه دلم برای روزای

 آفتابی گذشته بیتابی می کنه وپاهام بد جوری دل تنگ پا گذاشتن تو جادهء

بارون زدهء خیالت , چقدر سخت آرزوی کسی رو داشتن که آرزوت نداره

 چقدر سخت دل تنگ کسی بودن که  دل تنگ دیگریی

خواستم رو یادت خط بکشم  ,  می خواستم دیگه دلتنگت نباشم

,از جام بلند شدم چراغای اتاق و روشن کردم سکوت رو شکستم

آهنگ رو قطع کردم و اشکام رو پاک اما قطره ء بعدیم رو گونهام سر خورد

 تا بهت بفهمونه هنوزم دلتنگ...

 

نوشته شده توسط NEDA در 11 Apr 2008 ساعت 11:45 PM | لینک ثابت |


 

 چرا دنیا پر از حادثه های وارونست؟

عاشق کسی میشی که عاشقی نمی دونه

من به دنبال تو و تو به دنبال کس دیگه

هیچ کدوم از ما دوتا به اون یکی راست نمیگه

من واسه چشمای نازنین تو یک دیونه ام

من دوستت دارم ولی علتش رو نمی دونم

حالا که می خوای بری بزار نگاهت بکنم

چون یکبار دیگه می خوام این دل رو ساکتش کنم

 یک چیزی,فقط بزار روز تولدت هدیه ام رو بیارم بدم به دست خودت.

آدما فکر میکنن شاعرا خیلی غم دارند کاش فقط این بود!

اونا خیلی کسارو کم دارند.عاشق کسی میشند که عاشقاش فراوونه

بین انتخاب عشقش عمریه حیرونن

اونی که دوست داری چرا تو رو دوست نداره؟

شایدم دوستت داره ولی به روش نمی یاره!!!  

دلم گرفت از این روزا از این روزای بی نشون

از این همه دربه دری از گردش چرخ زمون

دلم گرفت از آدما از آدمای مهربون از این مترسکهای پست

از همدلای هم زبون

تو هم که بی صدا شدی آهای خدای آسمون آهای خدای عاشقا تویی فقط دلخوشیمون

آره دلم خیلی پره از غمهای رنگ ورنگ از جملهء دوستت دارم دروغهای خیلی قشنگ

دلم گرفت از این روزا از آدمای مهربون از تو که با ما نبودی از اون خدای مهربون

  

نوشته شده توسط NEDA در 11 Apr 2008 ساعت 0:0 AM | لینک ثابت |


توی آینه خودت و ببین چه زود وزود توی جوونی قصه اومد سراغت پیرت کنه

نزا تو اوج جوونی غبار غم بشینه تو دلت یک هو پیر و زمین گیرت کنه

منتظرش نباش دیگه اون تنها نیست تاآخر عمرت اگه تنها باشی اون نمی یاد

خودش میگفت یک روز می زاره میره یک روز خاطرهات رو می بره از یاد

آخه دل من دل سادهء من تا کی می خوای خیره بمونی به عکس رو دیوار

آخه دل من  دل د یونهء من دیدی اونم تنهات گذاشت واسه یک عمر آزگار

دیدی اونم رفت اونم تنهات گذاشت و رفت تو موندی وبی کسی ویک عمر خاطره پیشروت

دیگه نمی یاد دیگه پیشت نمی یاد از اون چی موند به جوز قاب عکس روبه روت

آخه دل من دل دیونهء من

نوشته شده توسط NEDA در 9 Apr 2008 ساعت 0:27 AM | لینک ثابت |


من عاشق هیچ کس نیستم

سیاهی و در به دری

ازروزگار من برو

برو دیگه دوست ندارم

یک لحظه پیشم بمونی

دیگه نمی خوام تو گوشم

شعر های خوب خوب بخونی

 

 

 

 

نوشته شده توسط NEDA در 4 Apr 2008 ساعت 0:59 AM | لینک ثابت


                                                      

 

سرسبزترین بهار تقدیم تو باد 

 

           اوای خوش هزار تقدیم تو باد

 

گویند که لحظه ای است روییدن عشق       

 

                  ان لحظه هزار بار تقدیم توباد

 

نوشته شده توسط NEDA در 18 Mar 2008 ساعت 3:40 PM | لینک ثابت |


       

*با عشق,زمان فراموش می شود و با زمان هم عشق

                                                                            (اخوان صفا)

*عشق لذتی است که در نتیجهء خوشبختی یک نفر دیگر به ما دست می دهد

                                                                               (لاینبستر)

*عشق و مشک پنهان نمی ماند

                                                                    (ضرب المثل فارسی)

*برو ای عقل مگو عشق چنین است و چنان        پادشاه است و بر او چون و چرا نتوان کرد

                                                                     (شاه نعمت ا...ولی)

*عشق شهپری است که خدا به انسان داده تا با آن به نزد او پرواز کند

                                                                              (میکل.آ) 

*چقدر عاقلند کسانی که در عشق احمقند!

*عشق را از زمین بگیرید!چه میماند به جز یک گور بزرگ برای دفن کردن همهء ما

                                                                          (رابرتبراونینگ)

*عشق از عاقلترین مردها یک ابله , و از کله پوک ترین زنان, یک فرزانه می سازد!

                                                                           (جرج سانتایانا)    

 

نوشته شده توسط NEDA در 17 Mar 2008 ساعت 12:38 PM | لینک ثابت |


 

     می دونی طبق آخرین آمار,کم جمعیت ترین جای دنیا کجاست؟

1.     قلب من که فقط تو,توش ساکنی(......)

2.     بازم قلب منه که هیچ کس توش جایی نداره (......)

3.     شماره ی 1و2(..*..)

4.     هیچکدام(......)

 

 

نوشته شده توسط NEDA در 17 Mar 2008 ساعت 11:27 AM | لینک ثابت |


 

قطره دلش دریا می خواست.خیلی وقت بود که به خدا گفته بود.هر بار خدا می گفت :

((از قطره تا دریا راهی است طولانی ,راهی از رنج,عشق و صبوری.هر قطره لیاقت دریا نیست.))

قطره عبور کرد و گذشت.قطره پشت سر گذاشت.قطره ایستاد و منجمد شد.قطره روان شد و راه افتاد.قطره از دست داد و به آسمان رفت و هر بار چیزی از رنج و عشق و صبوری آموخت.تاروزی که خدا گفت:((امروز روز توست.روز دریا شدن.))خدا قطره را به دریا رساند.قطره طعم دریا را چشید,طعم دریا شدن را.اما...

روزی قطره به خدا گفت:((از دریا بزرگتر... از دریا بزرگتر هم هست؟))

خدا گفت:((هست!))

قطره گفت:((پس من آن را می خواهم.بزرگترین را.بی نهایت را.))

خدا قطره را برداشت و در قلب آدم گذاشت.گفت: ((اینجا بی نهایت است.))

آدم عاشق بود .دنبال کلمه ای می گشت تا عشق را توی آن بریزد.اما هیچ کلمه ای توان سنگین عشق را نداشت .آدم همه عشق اش را توی یک قطره ریخت. قطره از قلب عاشق عبور کرد و وقتی از چشم عاشق چکید

خدا گفت:((حالا تو بینهایتی,چون که عکس من در اشک عاشق است.))

نوشته شده توسط NEDA در 16 Mar 2008 ساعت 3:32 PM | لینک ثابت |


 

رو غبار پشت شیشه اسم خوبتو نوشتم  مثل هر روز و همیشه این انگار سرنوشتم

رو تن سرد درختا اسممونو حک می کردم به امیدروز دیدار به تو هرگزشک نکردم

بگو بیهوده نبودش  اگه عاشق تو بودم نگو عمر من تباه شد اگه اسم تو رو خوندم نگواشتباه می کردم همش از رو سادگی بود نگو عشق ما تموم شد که تو دستات زندگی بود ماهیهای توی دریا قصهء من میدونن مرغای تو آسمونها از غم  دلم میخونن حتی گلهای تو باغچه راز عشقمو شنیدن ماه و آسمونو خورشید اشکای چشمامو دیدن بگو بیهوده نبودش اگه عاشق  تو بودم  نگو عمر من تباه شد اگه اسم تو رو خوندم

من غرورم و شکستم پای عشق تو نشستم توی اوج بیقراری دل به هیچکسی نبستم دل زدم به موج دریا تا به عشق تو رسیدم چشم به امید تو بستم تا به ابرا پر کشیدم

نوشته شده توسط NEDA در 10 Mar 2008 ساعت 10:38 AM | لینک ثابت |


 

وقتی من و داشتی من و نمی خواستی   حالا برگشتی

 دوستی خواستی

به من می گفتی با من می مونی  تا همیشه

اما تو رفتی

دنیام و تو بردی قلبم و شکوندی   حالا من  موندم

 با این غصه

قصهء من و تو می مونه یک خاطره عشق تو هرگز از یادم نمی ره 

نوشته شده توسط NEDA در 5 Mar 2008 ساعت 4:13 PM | لینک ثابت |


تو من و تنها گذاشتی..............تو به من عشقی نداشتی

تو تو حسرتم گذاشتی........... تو   تو    تو

شبهای بی تو بودنم ببین چه سرد و ساکت

بیا ببین بیا ببین که این دلم هلاکت

چه طور بدون تو باشم وقتی دلم کنارت

وقتی چشای عاشقم تا همشه دنبالت

نوشته شده توسط NEDA در 4 Mar 2008 ساعت 2:14 PM | لینک ثابت |

سامییییییییییییییییی

می دونم یکی تو دنیا ست وقتی که دلم میگیره وقتی که بغض تو گلوم اون واسم دل نگرون

 

شماها که  دیگه قصه ی عشق من و اون رو می دونید شماها که واسهء دل عاشق من دارین می خونید

 

سامی جون من عشق من ساز من........................................سامی دنیای کوچیک من و راز من

 

سامی رویای هر روزو شب و تنهاییام.............................. سامی پروانهء خوش رنگ  آوازه من

 

اون که اسمش با من آشنا ترین

 

هنوزم عطر نفسهاش دلنشینه دلنسینه

 

نوشته شده توسط NEDA در 1 Mar 2008 ساعت 4:20 PM | لینک ثابت |

دیگه نیست از تو نشونی

 

 خوابيدي رو بال موجا ، كاش مي شد بودم كنارت

 تو به دريا دل سپردي ، من تو ساحل چشم به راهت

 دنبالت دارم مي گردم ، اما نيست از تو نشوني

 روزگار ما رو جدا كر د ، يه غروب توي جووني

 دل من هواتو كرده كاش مي شد تورو ببينم

 كاش بشه تو خواب دو باره دست سردتو بگيرم

 ميخوام بگم از اون روزا كه دستات توي دست

 چه خوش بوديم با رفيقا آرزوهامون شكست

 سختي و مشكلات ، جلودارمون نبود

 لحظه ها تند ميگذشتن ، زير گنبد كبود

 تا اينكه روزاي خوش و آب اومد و برد

 سخن با تو هستم تا آخر رفيقم مرد

 دريا اونا رو تو چنگش اسير كرد

 اجل جام مرگشو داد اونا رو سير كرد

 بچه ها توي جووني رفتن از بينمون

 رفيقا رو تنها تكميل نكردن دينشون

 نشون به اون نشون كه يادشون ، توي ذهنمونه

 خدا اينو بهتر از همه ي ماها ميدونه

 رفيق خوب چيزي نيست كه بره از ياد

 آخه رفاقت نعمتي كه خدا بهم داد

 دنبالت دارم مي گردم ، اما نيست از تو نشوني

 روزگار ما رو جدا كر د ، يه غروب توي جووني

 خوابيدي رو بال موجا ، كاش مي شد بودم كنارت

 تو به دريا دل سپردي ، من تو ساحل چشم به راهت

 دنبالت دارم مي گردم ، اما نيست از تو نشوني

 روزگار ما رو جدا كر د ، يه غروب توي جووني

 بعد مرگشون زندگي شده مث مرداب

 روياهاي خوشو فقط ميديديم توي خواب

بودنشون شده واسمون عين سرآب

 چيزي نمونده ازشون بجز عكس توي قاب

 با رفتنشون فقط اسمشونو جا گذاشتن

 دلم ميسوزه وقت خداحافظي نداشتن

 شادي و تفريح ديگه رختشونو بستن

 بجاش غصه وغم توي دلامون نشستن

 شنبه ها همه ميريم سر خاكشون

 چشا گريون ، دلا پريشون

 ياد دست نوشته ، ياد خط شون

 ياد رد پا ، جا پاي كفش شون

 دل من هواتو كرده ، كاش مي شد تورو ببينم

 كاش بشه تو خواب دو باره ، دست سردتو بگيرم

 در و ديوار پر شده از عكس تون

 تو گوشم مي پيچه صداي خنده تون

 وقتي مي خوابم آرزومه ببينمتون

 بي معرفتا ، خجالت مي كشين ببوسمتون

 سر جاتون يه شاخه گلي هنوز هست

 بوش به مشامم كه مي رسه مي شم مست

 داد ميزنم بلند صدامو بشنويد

 دلم تنگ شده چرا جوابو نميديد

 بغض بهم امون خوندن نميده

 يه روز ميام پيشتون اون روز نزديكه

 پس خداحافظ تا لحظه ي ديدار

 خدا كنه خواب باشم پس كي ميشم بيدار

 تو كه رفتي به سلامت وعده ي ما به قيامت

 حسرت يه لحظه ديدن واسه من شده يه عادت

نوشته شده توسط NEDA در 23 Feb 2008 ساعت 11:7 AM | لینک ثابت |

برای اخرین بار
خيلي سخته چيزي رو که تا ديشب بود يادگاري
صبح بلند شي و ببيني که ديگه دوستش نداري
خيلي سخته که نباشه هيچ جايي براي آشتي
بيوفا شه اون کسي که جونتو واسش گذاشتي
خيلي سخته تو زمستون غم بشينه روي برفا
ميسوزونه گاهي قلبو زهر تلخ بعضي حرفا
خيلي سخته اون کسي که اومد و کردت ديوونه
هوساش وقتي تموم شد بگه پيشت نميمونه
خيلي سخته اگه عمر جادوي شعرت تموم شه
نکنه چيزي که ريختي پاي عشق اون حروم شه
خيلي سخته اون کسي که گفت واسه چشات ميميره
برخ و ديگه سراغي از تو و نگات نگيره
خيلي سخته تا يه روزي حرفاي اون باورت شه
نکنه يه روز ندامت راه تلخ آخرت شه
خيلي سخته که عزيزي يه شب عازم سفر شه
تازه فرداي همون روز دوست عاشقش خبر شه
خيلي سخته بي بهونه ميوه هاي کال و چيدن
بخدا کم غصه اي نيست چن روزي تو رو نديدن
خيلي سخته که دلي رو با نگات دزديده باشي
وسط راه اما از عشق يه کمي ترسيده باشي
خيلي سخته که بدونه واسه چيزي نگراني
از خودت ميپرسي يعني ميشه اون بره زماني؟
خيلي سخته توي پاييز با غريبي آشنا شي
اما وقتي که بهار شد يه جوري ازش جدا شي
خيلي سخته يه غريبه به دلت يه وقت بشينه
بعد به اون بگي که چشمات نميخواد اونو ببينه
خيلي سخته که ببينيش توي يک فصل طلايي
کاش مجازات بدي داشت توي قانون بيوفايي
خيلي سخته که ببيني کسي عاشقيش دروغه
چقدر از گريه اون شب چشم تو سرش شلوغه
خيلي سخته و قشنگه آشنايي زير بارون
اگه چتر نداشته باشن توي دستا هردوتاشون
خيلي سخته تا هميشه پاي وعده ها نشستن
چقدر قشنگه اما واسۀ کسي شکستن
خيلي سخته واسۀ اون بشکنه يه روز غرورت
اون نخواد ولي بمونه هميشه سنگ صبورت
خيلي سخته بودن تو واسۀ اون بشه عادت
ديگه بوسيدن دستات واسه اون نشه عبادت
خيلي سخته چشماي تو واسۀ اون کسي خيسه
که پيام داده يه عمره واسه تو نمي نويسه
خيلي سخته که دل تو نکنه قصد تلافي
تا که بين دو پرستو نباشه هيچ اختلافي
خيلي سخته اونکه ديروز تو واسش يه دنيا بودي
از يادش رفته که واسش تو تموم دنيا بودي
خيلي سخته بري يکشب واسه چيدن ستاره
ولي تا رسيدي اونجا ببيني روز شد دوباره
خيلي سخته که من و تو هميشه با هم بمونيم
اونقد عاشق که ندونن ديوونه کدوممونيم...
نوشته شده توسط NEDA در 21 Feb 2008 ساعت 2:53 PM | لینک ثابت |

وقت رفتنت

وقت رفتنت نمی خوام ببینمت می دونم ببینمت کم می یارم

اگه یک لحظه فقط نگام کنی دلم رو پشت سرم جا می زارم

اگه خونسرد نگام به دل نگیر دل تو یک روز ازمن خسته می شه

اگه اسمم رو فقط صدا کنی آه رفتنت واسم بست نمی شه

وقت رفتنت نباید گریه کنی اینجوری دلم برات تنگ نمی شه

می دونم هر جای دونیا که باشی تو دلم عشق تو کمرنگ نمیشه

نوشته شده توسط NEDA در 20 Feb 2008 ساعت 6:34 PM | لینک ثابت |

ای دل من

سخت ترین دیدار.... دیدار اونی که به جای همه عشقی که بهش دادی یه قلب زخمی برات یادگار بذاره و تو نگاهش کنی و باز مثل روزه اول دلت بلرزه و حس کنی هنوزم دوستش داری .......بخوای همه تنهایی رو که به امید برگشت دوبارش تحمل کردی تو گوشش فریاد کنی اما حتی نتونی ........ به چشماش نگاه کنی که بفهمه با همه بدیهاش هنوزم با همه قلبت دوستش داری اما ببینی چشماش داد می زنه که دلش ماله یکی دیگس .... تمام روزهایی که تنها بودی .
دل من هوای بارونی میخواد
زیر بارون یار جون جونی میخواد

صدای پچ پچ برگها رو تو باد
چیک چیک ابو تو ناودونی میخواد

دل من پارچه ء کودری میخواد
فرش کهنه واسه پادری میخواد

سر سفره نون خونگی میخواد
چای عصرو توی پنج دری میخواد

دل من با بچه محلمون
جنگ افتاب کبوتر بازی میخواد

سر بوم خونمون یواشکی
تیرکمون و بادبادک بازی میخواد

دل من بوی گل و گلاب میخواد
ترمه های سوزنی و ناب میخواد

تو بیابون دل من سراب میخواد
اهل شیرازه دلم شراب میخواد

دل من سادگی و پاکی میخواد
همزبون مخلص و خاکی میخواد

هر چی بوده رو همونجوری میخواد
روزهای قدیم ایرونی میخواد

دل من تو رو می خواد تو رو میخواد
خانه خراب تو شدم به سوی من روانه شو
سجده به عشقت میزنم منجی جاودانه شو
ای کوه پرغرور من سنگ صبور تو منم
ای لحظه ساز عاشقی عاشق با تو بودنم
روشن ترین ستاره ام میخواهمت میخواهمت
تو ماندگاری در دلم میدانمت میدانمت
ای همه وجود من نبود تو نبود من
ای همه وجود من نبود تو نبود من

نوشته شده توسط NEDA در 20 Feb 2008 ساعت 2:48 PM | لینک ثابت |

دوستت دارم

           

           مرا صد بار از خود برانی دوستت دارم

                                          به زندان خیانت هم کشانی دوستت دارم

             چه سود از مهر ورزیدن چه حاصل از وفا کردن

                                         مرا لایق بدانی یا ندانی دوستت دارم    

                               

نوشته شده توسط NEDA در 19 Feb 2008 ساعت 5:30 PM | لینک ثابت |

دل شکسته به ساز شکسته میماند sam

با زبون بی زبونی گفتم ای کاش که بمونی

بهت التماس کردم اگه تو بخوای میتونی

تو حرفام رو شنیدی تو که این اشکهام رو دیدی

آخه من با تو چه کردم که از عشق من بریدی

بد کردی عزیز به خدا قلبم داره  پر پر میز نه

بد کردی عزیز به خدا جونم رو یکی خنجر میزنه

بد کردی عزیز به خدا رفتیو بی تو موندم بی هم صدا

حقم نبودش به خدا تک و تنها بمیرم توغصه ها

حالا هر جا که هستی با خاطره عشقه من ترو خدا یادت نره

هرجا که هستی این رو بدون یکی هست که هنوز دوست داره

آخه حقم نبود این همه بدی رفتی آتیش به جون من زدی

گریه میکردی و میگفتی که فکر نکنم که تو خیلی بدی

شرمنده عزیز که دلم واسه چشمای تو خیلی کمه

شرمنده عزیز که تو میری و من دوست دارم یه عالمه

شرمنده اون نگاهتم تورو خدا بدون هنوز به یادتم

اشکهات هنوزم یادم میاد دلم میگه فقط تورو می خواد

تورو خدا حالا ولم نکن عزیز تک و تنها ولم نکن تو این دیار

خودت میدونی چقدر دوست دارم بسه تورو خدا اشکم رو تو در نیار

نوشته شده توسط NEDA در 19 Feb 2008 ساعت 4:15 PM | لینک ثابت |

برای با تو بودن

 

چه زیباست بخاطر تو زیستن وبرای تو ماندن...به پای تو بودن...و به عشق تو سوختن!

وچه تلخ وغم انگیزاست دوراز توبودن وبرای توگریستن...!ای کاش می دانستی بدون تومرگ گواراترین زندگیست...!بدون تو و به دوراز دستهای مهربانت زندگی چه  تلخ وناشکیباست...

چه زیباست بخاطره تو زیستن ...ثانیه ها رابا تو نفس کشیدن... زندگی را برای تو خواستن...!

چه زیباست عاشقانه ها برای تو سرودن...!بدون تو چه محال و نا ممکن است زندگی...!

چه زیباست بیقراری برای لحظه ی آمدن وبوئیدنت...!برای با تو بودن وبا تو ماندن...

برای با هم یکی شدن ...!کاش به باور این همه صداقت و یکرنگی می رسیدی!

ای کاش میدانستی مرز خواستن کجاست...!!!

 وای کاش می دیدی قلبی را که فقط برای تو

 می تپد...!

 

نوشته شده توسط NEDA در 17 Feb 2008 ساعت 2:38 PM | لینک ثابت |

به بهانه ی تو

 

 

تمامی سدها را به بهانهء تو خواهم شکست

تمامی راهها را همواره خواهم ساخت....

به بهانه ی تو...

 

نوشته شده توسط NEDA در 17 Feb 2008 ساعت 2:27 PM | لینک ثابت |

 
AGAPE
نوشته های پیشین